كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

385

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ و بدانيد اى مؤمنان آنچه غنيمت گرفتيد از كافران بقهر مِنْ شَيْءٍ از هر چيزى كه اسم شىء بر آن اطلاق توان كرد فَأَنَّ لِلَّهِ پس به درستى كه مر خدا را است خُمُسَهُ پنج يك آن وَ لِلرَّسُولِ و مر رسول او را وَ لِذِي الْقُرْبى و مر خويشان رسول را كه بنى هاشم و بنيعبدالمطلب‌اند وَ الْيَتامى و يتيمان مسلمانان را كه فقير باشند وَ الْمَساكِينِ و درويشان محتاج را از اهل اسلام وَ ابْنِ السَّبِيلِ و مسافر مسلمانان يا قومى كه بر مسلمانان نزول كنند جمهور علما برآنند كه ذكر خداى براى تيمّن و تعظيم است و از مال غنيمت چهار قسم براى مقاتلان و يك بخش ديگر به پنج قسم منقسم شده براى رسول اللّه ص و چهار طائفه مذكوره مقدر است و حالا سهم رسول اللّه بمصالح مسلمانان صرف بايد كرد يا به امام بايد داد يا به اسهام اربعه منضم بايد ساخت و نزد امام اعظم رح بوفات پيغمبر ص سهم ايشان و ذوى القربى ساقط است و تمام را بثلثه باقيه صرف كنند و نزد امام مالك رح تقسيم آن مفوض براى امام است به هرجا كه اهم باشد صرف نمايد ابو العاليه و ربيع رح متفردند بدين قول كه خمس غنيمت را به شش قسم بايد كرد قسمى مر خداى را و قسمى مر پيغمبر ص و چهار قسم طائفه مذكوره را و قسمى كه نامزد حق تعالى است به عمارت خانه كعبه عظمها اللّه و زينت آن صرف بايد نمود و محل مباحث تقسيم غنايم بر محاربان و غير ايشان در كتب فقهيه است و بدانيد اى مقاتلان كه خمس غنايم براى خداى و رسول و طوائف مذكوره است پس بديشان تسليم كنيد و باقسام اربعه باقيه قناعت نمائيد إِنْ كُنْتُمْ اگر هستيد شما كه از روى تحقيق آمَنْتُمْ بِاللَّهِ ايمان آورده‌ايد به خداى وَ ما أَنْزَلْنا و به آنچه فروفرستاده‌ايم از آيات يا از ملائكه يا مدد و فتح و نصرت عَلى عَبْدِنا بر بنده ما كه محمد ص است يَوْمَ الْفُرْقانِ روز بدر كه جدا شدن حق از باطل درو بود يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ روز كه روبروى آوردند و گروه مسلمانان و كافران و آن روز جمعه هفتدهم رمضان در سنه ثانيه از هجرت بود وَ اللَّهُ و خداى عَلى كُلِّ شَيْءٍ بر همه چيزها قَدِيرٌ توانا است لا جرم مردم اندك را بر لشكر بسيار غالب سازد إِذْ أَنْتُمْ ياد آريد آن را كه بوديد شما بِالْعُدْوَةِ الدُّنْيا به كناره وادى نزديك‌تر به مدينه و آن ريگستانى بود كه پاى به زمين فرومىرفت و آب نداشتيد وَ هُمْ و ايشان يعنى دشمنان شما بودند بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوى به كناره وادى دور تر از مدينه و زمين ايشان محكم بود و بر آب قادر بودند وَ الرَّكْبُ و سواران كاروان يعنى أبو سفيان و اصحاب او بودند أَسْفَلَ مِنْكُمْ زيرتر از مكان شما سه فرسخ چه ايشان در بدر از راه منحرف شده بطريق تفرقه عزيمت ساحل نمودند وَ لَوْ تَواعَدْتُمْ و اگر وعده قتال بودى ميان شما و قريشيان كه در عدوه قصوى بودند و شما از بسيارى مردم و كثرت اسلحه ايشان خبر مىيافتيد لَاخْتَلَفْتُمْ هر آئينه خلاف مىكرديد فِي الْمِيعادِ در وعده خود از خوف ايشان چه شما اندك بوديد و بىسلاح و ايشان بسيار و متسلح وَ لكِنْ و ليكن خدا جمع كرد ميان شما و ميان ايشان بىميعاد لِيَقْضِيَ اللَّهُ تا حكم كند خداى يا تمام سازد أَمْراً كارى را كه آن كانَ مَفْعُولًا بود كائن در علم او و سزاوار بود با آنكه كرده شود و آن نصرت اولياء است و قهر اعداء لِيَهْلِكَ براى آنكه هلاك شود مَنْ هَلَكَ هر كه هلاك مىشود عَنْ بَيِّنَةٍ از حجّتى روشن قائم به حق .